در روزگاری دور زمانی که حال به یاد ها پیوسته است زنی تنها و کشاورز زندگی می کرد نام او سیمین بود و در همسایگی سیمین مهتاب خانم زندگی می کرد مهتاب خانم بسیار مهربان گشاده رو بود و در زمان سختی به کمک سیمین می شتافت و به قول اوـ همسایه عزیزش ـ از لطف او همیشه بهره مند بود ولی مهتاب خانم هیچ وقت از سیمین کمک نمی گرفت و سیمین از این بابت احساس ناراحتی می کرد تا اینکه مهتاب خانم و سیمین قصد سفر کردند و بار و بندیلشان را بستند و عازم شدند یک هفته گذشت انها در
برچسب:
نویسنده: هستی پورعلی